تعریف اقرار

اقرار در لغت به معنای تثبیت کردن و ابقا کردن، استقرار چیزی، ثابت کردن چیزی، خبردادن از حقی می باشد.
اقرار یکی از ساده ترین و سنتی ترین و قدیمی ترین طرق اثبات دعوی می باشد. اقرار در امور مدنی جایگاه ویژه ای دارد و هرگونه تردید و اشکالی را در مورد صحت ادعا در امور مدنی برطرف می نماید. در واقع اقرار، قبول ارادی شخصی است از واقعیت امری که نسبت به او زیان آور است. اقرار همیشه به عنوان یک دلیل قانع کننده تلقی شده است. در امور کیفری نیز هرچند جایگاه اقرار مانند امور مدنی نمی باشد و قاضی کیفری با وجود اقرار متهم می تواند به دلایل دیگر نیز بپردازد. علت این امر آن است که در امور کیفری اقرار ممکن است ناشی از تبانی، اجبار و… باشد؛
ماده ١٢۵٩‏قانون مدنی مقرر می دارد: اقرار عبارت از اخبار به حقی است برای غیر و به ضرر خود.
در ماده ١٣۵۴‏فرانسه آمده است: اقرار اعلامی است که مقر توسط آن وجود واقعه ای را می پذیرد که می تواند به زیان او عواقبی حقوقی داشته باشد.
معنی اقرار شرعاً اخبار به ثبوت حقی است به نغع دیگری به ضرر خود ولو اینکه در آینده باشد. اعم از اینکه به لفظ باشد و آنچه در حکم اوست و اعم از اینکه حق ایجابی یا سلبی باشد. همچنین در تعریف اقرار آمده است: اقرار در لغت به معنی اثبات و در اصطلاح شرع، اخبار شخصی است به ثبوت حقی برخود که آن را اعتراف نیز می نامند و اگر اخبار به حق خود بر دیگری باشد، آن را دعوی و اگر اخبار به حق دیگری بر دیگری باشد آن را شهادت گویند.
اقرار باید ناظر به حق باشد نه حکم حق و آن حق برای غیر و ضرر مقر باشد. اقرار می تواند در مواردی مستند قرار گیرد که دلایلی چون شهادت و یا اماره وجود ندارد. بر طبق ماذه ٢٠٢ ‏قانون آیین دادرسی مدنی هرگاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذی حق بودن طرف او باشد، دلیل دیگری برای ثبوت آن لازم نیست.

علاقمندی پیوند همیشگی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *